تنهام.
دارم کتابخونه مو مرتب می کنم. خاک گرفتن از بس نخوندم. دستمال می کشم و یه ورقی می زنم.
موزیکام داره رندوم پخش میشه.
بعضی کتابا خونده شده و خیلی هاش نه.
هرچی ام این چند سال برا خودم قانون "خرید کتاب ممنوع!" گذاشتم که اول نخونده هام تموم شه، فایده نداشته.
بعضی کتابام اولش امضا دارن. یا نویسنده یا امضا و یادداشت کسی که برام خریده.
حال سرشار از فراغت خوبیه.
برم یه چیزی (به قول پریسا دوستم، علف) دم کنم و اضافه کنم به این خوشی مدت دار.