پیچکی مرموز

ریشه می دواند و بالا می رود از روحم...

فقط همین

زهره | جمعه دوم خرداد ۱۳۹۹ | 12:30

" رهاش کن تا بهش برسی"

کمابیش اعتقاد داشتم بهش. ولی تو اومدی که خلاف جریان شنا کنی. یا شاید نه؛ تو شناگرِ خلاف جریان نیستی، تو خودت جریانِ مخالفی.
اومدی خراب کنی و من خرابی نمی‌خواستم. ازم صبر خواستی، گفتی از نو می‌سازی،گفتی بهتر میشه همه چی و من اعتماد کردم به این همه اطمینانت به آینده و به لبخند مطمئنت و به حرفای کم ولی سنجیده‌ت. گفتم قبول. شروع کردی. ضربه‌ی اول، کاری که نه، ولی دردناک بود. ضربه‌ی دوم، خورد به یه جای دیگه از وجودم، دردش نو بود، ضربه سوم، چهارم، دهم، بیستم، هزارم... دیگه چیزی حس نمی‌کردم. فقط می‌دونستم تن دادم و اگه قرار به ساختنه، باید تن داد به خراب شدن. خراب شدم.
حتی نفس تازه نمی‌کردی، چقدر جدی و چقدر خوب می‌زدی، چقدر قوی بودی و من چقدر مطمئن بودم با همین قوت و قدرت، قراره از نو بسازی‌م. ولی بدیهی‌ترین چیزها هم ممکنه طبقِ عادت معمولشون پیش نرن، چه برسه به تو. توی غیرمعمولی. توی جریان مخالف.
دیگه چیزی نمونده بود که چیزی ازم نمونه. آخرای نیمه‌ی اول بود، نیمه ی خراب کردن، که انگار خسته شدی. دست کشیدی از کار. منِ خراب، حتی اونقدری ازم نمونده بود که ازت بپرسم چی شد؟ خوبی؟ خسته ای؟ کی می‌خوای ادامه بدی؟ نمی‌تونستم بگم و توام دیگه نمی‌تونستی منو ببینی. آخه کی خرابه رو می‌بینه؟ کی چشمش به زیرِ پاشه این روزا؟
باید رها کنم تا برسم؟ چی رو رها کنم؟چی دارم که رها کنم؟ قراره برسم؟ به چی قراره برسم؟
به چی امید ببندم؟ چی مونده برام؟ میای؟ می‌خوای؟ من نمی‌تونم حرف بزنم، من خرابم. تو که درستی و قوی و پابرجا، تو یه چیزی بگو. باهام حرف بزن. حرف بزن. حرف بزن.حرف بزن. حرف بزن.

  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • مهر ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۴
  • آرشيو
برچسب ها
  • مدرسه (42)
  • دانشگاه (35)
  • کتاب (32)
  • شکرگزاری (22)
  • سفر (16)
  • امتحان (15)
  • فیلم (11)
  • عشق (10)
  • معلم (10)
  • خوابگاه (10)
  • بچه هام (10)
  • زن (9)
  • من (9)
  • شعر (9)
  • مازندران (8)
  • زندگی (6)
  • پایان نامه (6)
  • برف (5)
  • مشهد (5)
  • تو (5)

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پیچکی مرموز محفوظ است .