پیچکی مرموز

ریشه می دواند و بالا می رود از روحم...

دقیقه نودی

زهره | چهارشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۷ | 0:45
 

سوالای امتحان ترم اول یه مدرسه مو تحویل دادم و یه مدرسه رو نه.

سه تا سوال باید برای زیست دهم و یازدهم و دوازدهم طرح می کردم.

شیطونه گفت سوالای پارسالمو بدم، ولی بعدش یه درصد احتمال دادم سوالا رو داشته باشن.(هرچند خیلی بعیده، چون برگه های ترم یک بچه های پارسال دست خودمه هنوز و اینجوریه که بعد از تصحیح برگه شونو میدادم بهشون یه نگاه بندازن و بعد دوباره بهم برمی گردوندن.) 

با این حال منصرف شدم از دادن سوال تکراری.

بعد یه سر اومدم تو گروه دبیرای زیست و دیدم همه سوال ترم میخوان. شیطون برای بار دوم پیشنهادشو داد. که یکی از همون نمونه سوالا رو تحویل مدرسه بدم.

ولی خب این یکی رو قاطع تر از قبلی رد کردم. چون باز احتمال لو رفتن سوالا و به هم خوردن عدالت بود و هم اینکه سطح سوالای یه دبیر دیگه شاید متفاوت باشه با سطح بچه های من.

خلاصه که جوگیر شدم و نشستم کنار وجدان محترم سوال طرح کردم و هم اکنون که ساعت ۴۸ دقیقه ی بامداده، موفق شدم فقط سوالات دهم رو طرح کنم و هنوز یازدهم و دوازدهم مونده.

+فردا باید سوالا رو تحویل بدم. (البته فردا که نه، امروز)

+از سوالایی که طرح کردم خیلی خیلی راضی ام. هرچند که خیلی وقتمو گرفت.

مدرسه

طرح سوال

امتحان

  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • مهر ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۴
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پیچکی مرموز محفوظ است .