پیچکی مرموز

ریشه می دواند و بالا می رود از روحم...

فاصله

زهره | پنجشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۷ | 13:1
 

فاصله زیاد هم بد نیست

گاهی نبودن ها، نداشتن ها

محبوب ترند

من کسی را می شناسم که نمی بینمش

نیست

اما به رگ و ریشه ام چسبیده

تکان می خورم تکان می خورد

می روم می رود

می آیم می آید

هروقت دلم می گیرد

این جاست

وسط ریخت و پاش ذهنم

طوری که می توانم از بودنش کام بگیرم

همان گونه که دلم می خواهد

مثل دوچرخه ای که دوستش داشتم،

خواب می دیدمش اما،

پسر همسایه سوارش می شد

بی آن که شبیه به من لذتش را ببرد.

 

رسول ادهمی

 

دنیا بدون تو یکی دو شماره تنگ است

رسول ادهمی

کتاب

  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • مهر ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۴
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پیچکی مرموز محفوظ است .